ابو القاسم راز شيرازى
453
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مىكند از حرفهاى اقوال ، و حركات افعال و سكون او ملائكهاى چند بعدد هر حرفى از آن صد هزار ملك كه هر ملكى از آنها دفع مىكند شياطين اغواءكنندهء او را ، و واجب مىكند حقّ تعالى به هر ذرّه از ضرر و الم كه دفع كرده است از او صد هزار خدّام جنان را و مثل آن از حوريان صاحب حسن را كه مىنمايند به يكديگر كه اين است دفع كرده از برادر خود ضرر مال و بدن او را : « الحديث » . و از حضرت رسول ( ص ) منقول است كه روزى صبح كرد آن حضرت و پر بود مجلس او از حاضرين و اصحاب ، فرمود : كدام از شما انفاق كرده امروز از مالش از براى رضاى حقّ تعالى ؟ پس خلق ساكت شدند ، و عرض كرد حضرت امير المؤمنين ( ص ) كه بيرون آمدم من و يك دينار بود مرا كه اراده داشتم آرد بگيرم آن را ، پس ديدم « مقداد بن اسود » « 28 » را كه ظاهر بود در صورتش اثر گرسنگى ، دادم دينار را به او ، پس فرمود حضرت رسول ( ص ) : واجب شد بر تو كرامت حقّ تعالى ، بعد برخاست ديگرى كه يا رسول اللّه انفاق كردم من بيش از
--> ( 28 ) - « مقداد بن عمرو بن اسود كندى » جزو نخستين كسانى است كه برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايمان آورد و از ياران صميمى حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام بود . او يكى از آن چهار كس است كه پيغمبر اكرم دربارهء ايشان فرمود : خداى تعالى مرا امر به دوستى ايشان فرموده است . او در « جنگ بدر » شركت داشت . ولادتش 37 سال قبل از هجرت و رحلتش در سال 33 هجرى در نزديكى « مدينه » واقع شد و او را به شهر آورده در « قبرستان بقيع » به خاك سپردند . چون نام مقدّس اين مرد بزرگ به ميان آمد خوبست كه از ميانهء احاديث بسيارى كه در منزلت و جلالت قدرش روايت شده بذكر يك حديث كه « محدّث قمى » در ذيل احوالاتش نقل نموده تيمّنا مبادرت شود : . . فى « البحار » عن « الاختصاص » مسندا عن ابى عبد اللّه جعفر بن محمّد الصّادق عليهما السّلام انّه قال : انّما منزلة المقداد بن الاسود فى هذه الامّة كمنزلة الالف فى « القرآن » لا يلزق بها شىء : در « بحار الانوار » از كتاب « اختصاص » از حضرت امام صادق نقل شده كه آن حضرت فرمود : همانا كه منزلت « مقداد بن اسود » در ميانهء اين امّت همچون منزلت « الف » است در لفظ « قرآن » كه هيچ چيز به او نمىتواند پيوست ؛ يعنى در منزلت يكتا و يگانه است . درود خدا بر روان مقدّسش باد .